معاد
روش تدریس معاد 
hossein panah

موضوع تحقیق :


روش تدریس معاد در دوره ی ابتدایی

استاد مربوطه : آقای خاک سفیدی

گردآورنده : سمیه حسین پناه


فهرست :


-1مقدمه( چگونگی انتخاب موضوع معاد)

-2مفهوم معاد (امکان وقوع معاد - ضرورت معاد)

-3 معاد از دیدگاه ( قرآن – اسلام )

-4 اصول دین در اسلام ( توحید – عدل – نبوت – امامت – معاد)

-5ویژگی کودکان دوره ابتدایی

-6تحول مفهوم معاد در کودکان ( مرگ از نظر کودکان     4تا 7 سال - کودکان  7تا 11 سال - کودکان 11 تا 16  سال- بهشت و دوزخ )

-7شیوه علاقه مند ساختن کودکان به معاد

-8روشهای تربیت دینی ( روش غیر مستقیم - استفاده ازروشهای فعال - روش تربیت تلقینی )

-9نکاتی خاص درآموزش معاد

-10اهداف دینی دوره ی ابتدایی ( اهداف اعتقادی - اهداف اخلاقی )

[ سه شنبه ششم تیر 1391 ] [ 20:39 ] [ سمیه حسین پناه ] [ ]

مقدمه

چگونگی انتخاب موضوع معاد

 

از بچه ها سوال کردم  چرا به موضوع معاد علاقه ندارید  برخی از آنها گفتند به دلیل نا آشنایی به موضوع معاد و برخی از آنها گفتند چیزی که ما از دیگران نسبت به معاد فهمیدیم جز ترس از معاد نیست.

 

این مسئله برایم ناراحت کننده بود و اندیشه ذهن مرا به خود مشغول ساخت که چگونه می توانم انگیزه یادگیری معاد را در آنها (دانش آموزان) افزایش دهم تا خود آنها مشتاق به موضوع معاد باشند و سعی دارم این باور را برسانم که موضوع معاد جزء بزرگی از زندگی آنهاست و باید برای بهتر زیستن، آن (معاد)را آموخت.

 

بنابراین من روش تدریس معاد در دوره ی ابتدایی را انتخاب نمودم.



[ سه شنبه بیست و سوم خرداد 1391 ] [ 12:26 ] [ سمیه حسین پناه ] [ ]

مفهوم معاد:

 

مفهوم معاد و اهمیت آن با استناد به حدیث "الدنیا مزرعه الاخره"این مساله تبیین می شود که این دنیا مانند یک باغچه یا مزرعه است و اعمال ما نیز مانند بذری است که در این کشتزار کاشته می شود. ما نتیجه تلاش و کوشش خود را به طور کامل در جهان آخرت برداشت می کنیم. این دنیا زمان کاشت و محل تلاش و خدمت و عبادت است و آخرت هنگام برداشت و بهره مندی است.برای آموزش این معنا می توان موقعیتی را فراهم آورد تا کودکان از نزدیک کشتزاری را ببینند و با کشاورزی در زمینه کارش گفتگو کنند یا بذرهای مختلفی که برخی خوب و برخی فاسد هستند ،بکارندو پس از آن که محصولات مختلفی به دست آمد و بذرهای فاسد بی نتیجه ماند و احساس شادی و غم را تجربه کردند ،آموزگار نتیجه بگیرد که اعمال هر یک از ما در این دنیا گوناگون و مختلف است . هر چه عمل نیکوتر باشد مانند بذر مناسب تری است که در این زمین کاشته می شود و در نتیجه محصول بهتری در آخرت خواهد داشت که همانا بهره مندی بیشتر از نعمت های بهشتی است ،اما کسی که کار بدی در این دنیا انجام می دهد مثل بذر فاسدی است که هیچ از آن نمی روبد.اشاره به بازگشت صدا در کوه و مسابقه و نیز نمرات خوب و بد درسی می تواند در بیان اصل مفهوم معاد حتی برای خردسالان موثر واقع شود. در زمینه بحث از دلایل ساده معاد دو دسته از مطالب را می توان مد نظر قرار داد نخست آن مطالبی که به بحث از امکان وقوع معاد می پردازد و دوم مطالبی که از ضرورت معاد سخن می گویند.

   

   امکان وقوع معاد:


 مرگ و زندگی در طبیعت با آمدن بهار و زمستان که هر انسانی بارها و بارها در عمر خود آنها را مشاهده کرده و حیات و ممات گیاهان را در این فصول نظاره گر بوده است مرگ و رستاخیز آدمی نیز تا حدودی با این واقعیت های عینی مشابهت دارد و به دور از تجربیات ما نیست . در این زمینه می توان از تصاویر یا فیلم های گوناگون استفاده کرد.

     

خوابیدن و بیدار شدن آدمیان نیز میتواند نمونه کوچکی از مردن و زنده شدن باشد.

  

 

 اشاره به واقعیت های تاریخی که مساله مرگ و حیات مجدد انسان یا موجود دیگری در آنها اتفاق افتاده است مانند داستان عزیر پیامبر ،اصحاب کهف ،زنده شدن چهار پرنده قطعه قطعه شده در تاریخ زندگی حضرت ابراهیم (ع)،معجزه زنده کردن مردگان توسط حضرت عیسی و...

    

     ضرورت معاد:

   

آنچه به عنوان نمونه در ذیل می آید ،هم می تواند با تکیه بر تجربیات کودکانه دانش آموزان اصل مساله را روشن تر نماید و هم از ضرورت وجود آن سخن بگوید.

   

   با استفاده از این تمثیل که در هر مسابقه ای ،کسی برنده می شود و جایزه می گیرد که بیشتر تلاش کند و به راهنماییهای مربی خود خوب توجه داشته باشد و در عمل آنها را به کار بندد این دنیا نیز مانند میدان مسابقه است و کسانی در این مسابقه پیروز می شوند که به راهنماییهای خداوند که توسط پیامبران برای ما آورده شده است توجه کرده باشندو از گفتار و کردار خود مراقبت کنند .خداوند نیز برای آنکه جایزه پاداش های بهشتی خود را به برندگان این مسابقه اعطا کند،جهان آخرت و معاد را قرار داده است . برای فهم بیشتر کودکان می توان یک مسابقه ترتیب داد و به طور عملی به برندگان شرکت کنندگان دیگر به تناسب تلاششان جوایزی را اعطا کرد و پس از آن که این مساله تجربه شد ،مطالب فوق را برای آنان بازگو کرد.

 

   با بهره گیری از این تمثیل که در مدرسه ،دانش آموزان سخت کوش و منظم از دانش آموزان کاهل و نامنظم جدا می شوند و در پایان سال ،به تناسب فعالیتی که کرده اند برخی با نمرات عالی و برخی با نمرات پایین تر قبول می شوند و تعدادی نیز مردود می گردند و اگر این طور نبود و در پایان سال کارنامه ای داده نمی شد و از دانش آموزان موفق قدردانی به عمل نمی آمد ،زحمات افراد کوشا بی نتیجه می ماند و میان آنان و دیگران تفاوتی نبود.این دنیانیز مانند مدرسه ای بزرگ است و معلمان دانا و دلسوز این مدرسه پیامبران خدا هستند و امتحان گیرنده نیز خداوند است . هر کس به دستورات و گفته های پیامبران خود عمل کند و به خدا و جهان آخرت ایمان داشته باشد ،در این امتحان قبول می شود . خداوند در جهان آخرت به تناسب اعمال بد و خوب هر فرد به او نمره ای می دهد و بین آنان که نمره خوبی دریافت کرده اند و کسانی که در امتحان الهی مردود شده اند یا نمره ضعیف گرفته اند ،تفاوت قایل می شود و به تناسب این نمره پاداش و عقوبت می دهد .برای درک عمیق تر این موضوع ،می توان تدریس آن را به زمانی موکول کرد که نمره های دانش آموزان اعلام شده یا کارنامه درسی به آنان داده شده باشد و پس از آن از همین احساسهای گوناگون و تجربه های تلخ و شیرین مدد گرفت و مطلب فوق را بر اساس آنها تبیین کرد.

[ دوشنبه بیست و دوم خرداد 1391 ] [ 12:17 ] [ سمیه حسین پناه ] [ ]


  معاد


معاد از دیدگاه قرآن :

  • باطن هر کس در این دنیا، عین ظاهر در آخرت است.
  • در روز قیامت نفس مؤاخذه می‌شود و نه قوای نفس.

به همین خاطر نفس از قوای خود می‌پرسد که چرا بر علیه من شهادت می‌دهید و اعضای او پاسخ می‌دهند که خداوند ما را به نطق واداشته‌است.

  • نظام آخرت کاملترین نظام امکانی است که هر کس به حسب گنجایش وجودی خود هر چه را اراده نماید و بخواهد بی درنگ و بدون شرط به وجود خواهد آمد.

در جهان‌بینی قرآن كریم، انسان نه تنها هر روز به معاد كه همان عود(بازگشت) و رجوع(برگشت) به طرف مبدأ است، نه بازگشت به دنیا، نزدیك می‌شود، بلكه هر لحظه معادی دارد و به آن نزدیك است. در این جهان‌بینی، معاد از مبدأ بریده نیست، گرچه در نگاه نخست، مبدأ و معاد در دو قوس قرار گرفته و از معاد با عنوان "جهان پس از مرگ" یاد می‌كنیم، لیكن با نگرشی ژرف به نكته‌ای شكوهمند می‌رسیم و آن این كه هر دو قوس، به یك نقطه می‌رسد؛ آن سان كه از یك نقطه آغاز شده و هر دو جلوه‌ی‌ یك حقیقت است: "هو الأوّل و الاخر و الظّاهر و الباطن."(سوره‌‌ حدید، آیه‌‌ 3)

ذكر و یاد مبدأ، ذكر و یاد معاد است و خدای سبحان می‌فرماید: "یا أیّها الّذین امنوا اذكروا الله ذكراً كثیراً (سوره‌‌ احزاب، آیه‌‌ 41)؛ ای مؤمنان به یاد خدا باشید و فراوان او را یاد كنید."

یاد خدا (مبدأ) یاد معاد است و هر لحظه انسان به جانب او می‌رود: "إنّا لله و إنّا إلیه راجعون." در مقابل، فراموشی الله، سبب فراموشی معاد، بلكه موجب فراموشی خود انسان می‌گردد، به طوری كه خویش را فراموش كند؛ چنانكه سبب می‌شود مورد فراموشی عمدی خداوند قرار گیرد.

بنابراین، یاد خدا (مبدأ) یاد معاد است و هر لحظه انسان به جانب او می‌رود: "إنّا لله و إنّا إلیه راجعون."(سوره‌‌ بقره، آیه‌‌ 156) در مقابل، فراموشی الله، سبب فراموشی معاد، بلكه موجب فراموشی خود انسان می‌گردد، به طوری كه خویش را فراموش كند؛ چنانكه سبب می‌شود مورد فراموشی عمدی خداوند قرار گیرد: "نسوا الله فأنساهم أنفسهم"(سوره‌‌ حشر، آیه‌‌ 19)، "نسوا الله فنسیهم."(سوره‌‌ توبه، آیه‌‌ 67) خدای سبحان در آن روز و هر روز دیگر آنان را به فراموشی می‌سپارد: "فالیوم ننساهم كما نسوا لقاءَ یومهم هذا ."(سوره‌‌ اعراف، آیه‌‌ 51)

مهمترین اثر یاد معاد، اجرای عدل و برپاداری قسط فردی و اجتماعی است. از این رو امیرمؤمنان (علیه‌السلام) فرمود: "من تذكّر بُعد السّفر استعدّ"(نهج البلاغه، حكمت 28)؛ كسی كه به یاد سفر آخرت باشد خود را آماده محاسبه آن روز خواهد كرد. نیز فرمود: "واذكر قبرك فإنّ علیه مَمرّك"(همان، خطبه‌‌ 153)؛ به یاد گورت باش؛ زیرا از آنجا به طرف معاد مرور می‌كنی و برای اصلاح جامعه اسلامی به مالك اشتر فرمود: "و لن تحكم ذلك من نفسك حتّی تُكثر هُمُومَك بذكر المعاد إلی ربّك"(همان، نامه 53)؛ هرگز بر خویشتن تسلّط نمی‌یابی و از خشم نمی‌رهی تا اندیشه‌هایت را بسیار به یاد بازگشت به سوی پروردگارت نگردانی. مهمترین اثر فراموشی معاد نیز تبهكاری و ستمگری فردی و اجتماعی است.



 

معاد از دیدگاه اسلام :

  • معاد یعنی تجلی کردن نفس با تمام آنچه در درون خود داشته‌است، یعنی آنچه در زمین وجودت کاشتی قیام می‌کند. در قیامت نوشته‌های نفس به اسم شریف "الحی" حیات می‌یابند.
  • هر کس زرع و زارع و مزرعه خویش است؛ به عبارت دیگر مهمان سفره خود است. بسیاری از آنچه در آخرت به انسان روی می‌آورد بروز و ظهور صفات و ملکاتی هستند که انسان در مزرعه وجود خویش کاشته‌ است.

اهمیت اعتقاد به معاد از دیدگاه اسلام

 

۱ - توأمانی اعتقاد به مبدأ و معاد :

 

کسانی که خدا راباور داشته باشند ولی آخرت و معاد را باور نداشته باشند، در خداشناسی نقصان دارندو خدا را چنان که حق اوست نشناخته‏ اند و گرنه ممکن نیست خدا را آن چنان که باید،شناخت و اسما و صفات حسنای الهی را درک کرد ولی به لزوم معاد نرسید. اصولاًخداشناسی کامل، انسان را به تصدیق توحید، نبوت و معاد می‏رساند و اگر کسی منکر یکی از این سه اصل باشد، باید در خداشناسی خود تجدید نظر کند، قرآن کریم انکارتوحید، نبوت یا معاد را ناشی از قصور در خداشناسی دانسته است.

 

۲ - از اصول دین بودن اعتقاد به معاد:

 

اعتقاد به معاد از اصول اساسی همه ی ادیان آسمانی است و در اسلام نیز جزاعتقادات اصولی است. حدود ثلث آیات قرآن راجع به معاد و مباحث مربوط به آن‏است. قرآن کل زندگی بشر را به دو روز تقسیم کرده است، روز و مرحلهء زندگی دنیاو روز و مرحلهء زندگی آخرت، و از آن دو به «حیاة الدنیا» و «حیاة الاخره»،«دارالدنیا» و «دارالاخره» و «الاولی» و «الاخره» تعبیر کرده است. اصول اعتقادی در اسلام عبارت‏ اند از اصل توحید و یگانی خداوند، اصل نبوت‏ و اصل معاد؛ و هر کس منکر یکی از این سه اصل باشد، از حوزه ی اسلام خارج است.

 

۳ - قسم خدا برای تأکید معاد:

 

در کمتر مسأله‏ای قرآن علاوه بر بیان و استدلال، برای تأکید آن قسم هم یاد می‏کند.معاد از جمله مسائلی است که علاوه بر این‏که خداوند آیات فراوانی در تبیین استدلالی‏ آن نازل کرده، بر قطعیت آن، قسم هم خورده است. آیات زیر از این نمونه است:آدمی گوید: آیا هنگامی که بمیرم، مرا زنده [از گور] بیرون خواهند آورد؟ آیا آدمی به یادنمی‏ آورد که ما او را از پیش بیافریدیم و هیچ چیز نبود؟ به پروردگارت سوگند که آنان را باشیطان‏ها برانگیزیم( مریم، آیه ۶۶ )خداوند که معبودی جز او نیست؛ به یقین همه شما را در روز رستاخیز - که شکی در آن نیست‏- جمع می‏کند و کیست که از خداوند راستگوتر باشد؟(نساء ، آیه ۸۷)

[ یکشنبه بیست و یکم خرداد 1391 ] [ 12:7 ] [ سمیه حسین پناه ] [ ]

اصول دین در اسلام پنج مورد است:

  1-توحید:

  توحید آن است که انسان بداند جهان را خدای یکتا آفریده و به آن هستی بخشیده وهمه چیز در دست اوست بنا براین آفرینش روزی دادن زنده نمودن سلامتی ...همه وهمه به اراده اوست.

 انما امره اذا اراد شیئا ان یقول له کن فیکون

هرگاه خداوند چیزی را اراده کند انجام می گیرد.

2-عدل:

  دادگر است و به کسی ستم نمی نماید و کاری را بدون حکمت انجام نمی دهد بنابراین هر چه را می آفریند و روزی می دهد و آنجه را می دهد و باز می ستاند از روی مصلحت است اگر چه ما نمی دانیم.

3-نبوت:

 پیامبر به کسی می گویند که خداوند متعال به او وحی می فرمایدو پیامبران بر دو دسته اند:

پیامبران مرسل :که از طرف خداوند برانگیخته شدن تا مردم را از تاریکی به روشنایی واز باطل بسوی حق واز خرافات به حقیقت واز نادانی بسوی دانش راهنمایی کند که پیامبران مرسل خود نیز دو دسته اند:

دسته اول- پیامبران الوالعظم که پنج نفرند:

1-حضرت ابراهیم(ع)

2-حضرت نوح(ع)

3-حضرت موسی(ع)

4-حضرت عیسی (ع)

5-حضرت محمد (ص)

دسته دوم -غیر الوالعظم واینها بقیه پیامبران هستند.

2-پیامبران غیر مرسل:کسی که فقط برای خودش بر او وحی می شود ودر رسانیدن احکام به مردم ماموریتی ندارد و تعداد آنان یکصد و پنجاه هزار است.


4-امامت:

خداوند همانگونه که پیامبران را تعیین می فرمایید جانشینان پیامبران را نیز تعیین می فرماید و دوازده نفر جانشین برای پیامبر ما محمد (ص)برگزیده است  که آنان همان دوازده امامی هستند که نزد مسلمانان مشهور می باشد عبارتند از:

1-امام علی(ع)

2-امام حسن(ع)

3-امام حسین(ع)

4-امامزین العابدین(ع)

5-امام باقر(ع)

6-امام صادق(ع)

7-امام موسی کاظم(ع)

8-امام رضا(ع)

9-امام جواد(ع)

10-امام هادی(ع)

11-امام عسکری(ع)

12-امام مهدی(ع)

5-معاد:

معادعبارت است از اینکه خداوند انسان را پس از مردن زنده می کند تا نیکوکارانرا پاداش دهد و بدکاران را به کیفر اعمال خود برساند. کسی که ایمان بخدا داشته  عمل شایسته بجا آورد نماز بخواند روزه بگیرد نیت خود را خالص گرداند کودکان یتیم را پناه دهد از مستمندان و بینوایان دستگیری کند و اینگونه کارهای نیک انجام دهد خداوند او را در بهشت که درزیر آن نهرهائی  جاری است می برد و همواره در جوار رحمت بی پایان قرار می گیرد وکسی که کفر ورزید در عذاب بسر خواهد برد.

پیش از بهشت و دوزخ دو منزل را باید طی کرد:

1-منزل اول قبر است که در آن اعمال پرسش می شود و انسان پاداش کردار خود را می چشد.

2-منزل دوم قیامت است که خداوند مردگان را زنده می کند وهمگی را در صحرای محشر گرد می آورد.

[ شنبه بیستم خرداد 1391 ] [ 11:5 ] [ سمیه حسین پناه ] [ ]

 

شناخت صحیح استعدادها، توانایی ها، کاستی ها، نیازها و نیروهای جسمانی و روانی کودکان در مراحل مختلف سنی از عوامل بسیار مهم و کارساز امر آموزش و پرورش به شمار می آید. نخستین ویژگی کودکان دوره ابتدایی این است که نوآموز سال اول دبستان از هر حیث با نوجوان دبیرستانی تفاوت دارد. بر این اساس، در این پژوهش به بررسی و شناسایی بخش هایی از توانش های شناختی کودکان ابتدایی خواهیم پرداخت که ارتباط بیش تری با آموزش پذیری مفاهیم دینی این دوره دارد.

 

کودک در این دوره وارد مرحله جدیدی از رشد عقلی (ذهنی) می شود که پیاژه آن را مرحله «عملیات عینی» نامیده است. «این دوره، به این دلیل عملیات عینی خوانده می شود که با وجود رشد استعدادهای ذهنی و عقلی در کودک، هنوز عملیات ذهنی وابستگی به جهان خارج دارد و حل مسائل در گرو ارتباط مستقیم و عینی است.» به اعتقاد پیاژه، کودکان در این دوره از نظر احساسات و عواطف بیش تر به بزرگسالان شباهت دارند، ولی در تفکراتشان با آنان بسیار متفاوت هستند. در این دوره هرچند از سرعت رشد بدنی کاسته می شود، اما رشد عقلی همچنان به سرعت دوره قبلی (در جهت آشنایی با مفاهیم گوناگون) ادامه می یابد، حتی اندیشه و استدلال پیشرفت بیش تری دارد. آشنایی کودک با مفاهیم نگهداری ذهنی، از جمله نشانه های روشن رشد عقلی کودک در این دوره می باشد. منظور از نگهداری ذهنی این است که اگر ظاهر اشیای خارجی (از جهات مختلف) تغییر کند، وضع آن ها در ذهن کودک ثابت می ماند و او چنین تشخیص می دهد که این اشیای به ظاهر تغییر کرده، همان اشیای سابق هستند و فرقی نکرده اند.

 

موریس دبس نیز درباره رشد و تحول عقلی کودک دوره ابتدایی می گوید: «در این دوره، فکر هیأت جدیدی به خود می گیرد. فکر مرکب از مناسبات، جانشین فکر در هم آمیخته دوره پیشین می گردد و کودک به مدد آن از جهان خارجی تعبیری می کند که به علم ما درباره جهان بسیار نزدیک تر است... بر اثر رشد و اثرگذاری های محیط تربیتی، فکر کودک حول چند مفهوم اساسی، یعنی مفهوم زمان، مکان، عدد، علت، حرکت و نظایر آن که معلومات محسوس را متحد می سازند، سازمان می یابد.»

 

یکی از اساسی ترین ویژگی ها که می تواند درآموزش مفاهیم دینی به ما کمک کند وجود گرایش دینی و میل به سوی امور مذهبی در کودک است. ما معتقدیم، مفاهیم اساسی دین اسلام، از قبیل اعتقاد به خدا و دین، اموری هستند که با سرشت اولیه و دست نخورده کودک، و به تعبیر قرآنی، با فطرت او سازگار است. علاقه مندی کودک به دین و خدا اکتسابی نیست، بلکه این علاقه در درون او وجود دارد و در سنین پس از بلوغ به شکوفایی آشکار می رسد. کودک فطرتی خدا آشنا دارد، تعلیم و تربیت در اصل عهده دار رشد و شکوفایی و تقویت این گرایش های فطرتی است و معلم پرورش دهنده آن هاست. در این زمینه، به فرمایش پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله اشاره می نماییم که فرمود: «کل مولود یولد علی الفطرة حتی یکون ابواه یهودانه و ینصرانه»؛ هر نوزادی با فطرت خدایی به دنیا می آید و این پدر و مادر او هستند که او را از مسیر فطرت سلیم خود منحرف ساخته، یهودی یا نصرانی می سازند.

[ جمعه نوزدهم خرداد 1391 ] [ 12:11 ] [ سمیه حسین پناه ] [ ]

درک کودکان و نوجوانان از مفهوم معاد

درک کودکان از مفهوم معاد

مرگ:

 پژوهش ها نشان داده است که تحول مفهوم مرگ در کودکان، از سه مرحله می گذرد:
 1. کودکان 4 تا 7 سال (خردسالان پیش دبستانی):

مرگ در نظر خردسالان واقعه ای ناپایدار و برگشت پذیر است. آن ها در این مرحله، مرگ را به منزله ی رویدادی درک می کنند که موقت و ناپایدار است و مردن را مانند غیبت موقت فرد می دانند که دیر یا زود بازمی گردد. تصور کودک در برابر خودش این است که همواره زنده خواهد بود و این فکر که روزی او هم می میرد، برایش دشوار است. عقاید و افکار کودک درباره ی مرگ بسیار محدود است و به زحمت می تواند از شنیدن خبر مرگ کسی بفهمد که بر سر او چه آمده است؛ مگر آنکه خود، صحنه ی مرگ و دفن او را ببیند.

 2. کودکان 7 تا 11 سال:

در این مرحله، درک کودک از مفهوم مرگ دچار تحول اساسی می شود؛ هر چند هنوز با درک واقعی از مرگ فاصله ی بسیار دارد. در این دوره ی تفکر، فقدان اعمال حیاتی به بعضی جنبه های دیگر مانند: نفس کشیدن، ضربان قلب و ... که درونی تر است، تسری پیدا می کند و هنوز معنای واقعی مرگ حاصل نشده است. او در این سن، مرگ را به صورت فقدان حیات برای کسانی می داند که دور از او هستند و یا رابطه ی عاطفی نزدیکی با او ندارند. از این روی، درک او از مرگ دوستان و نزدیکان خود دیرتر از مرگ غیر آنان اتفاق می افتد. او می پندارد که بعضی افراد نمی میرند؛ به ویژه کسانی که با او مناسبات عاطفی نزدیک و او را دوست دارند. در مرحله ی بعد نیز مرگ خود را دیرتر از مرگ دیگران درک می کند. از این پس، برای بسیاری از کودکان، مرگ غیرقابل برگشت تصور می گردد و در نتیجه از نظر عاطفی نیز مفهومی نوین می یابد و با مشاهده ی مرگ یکی از نزدیکان، ترس از مرگ ظاهر می شود. بنابراین باید توجه داشت که در طرح معارف دینی مربوط به مرگ، از تأکید زیاد بر آن پرهیز و به هنگام بیان این مفهوم، آن را یک پدیده ی معمولی در این دنیا توصیف کرد. همچنین بیشتر بر جلوه های مطلوب و خوشایند پس از آن در جهان آخرت تکیه داشت.

 در مجموع، می توان دریافت که اگرچه رشد نسبی در برداشت از مرگ حاصل شده است، هنوز سه ویژگی مرگ، به طور موفق درک نمی شود.

 3. کودکان 11 تا 16 سال:

در حدود 11 سالگی، عامل عمومیت حاصل می گردد و کودک مرگ را برای همه چیز و همه کس تلقی می کند و ویژگی عدم اعمال حیاتی در مرگ نیز تمامی جنبه های حیات را فرا می گیرد؛ حتی آن هایی که از میدان حس و دیدش خارج است. بدین ترتیب، در این سنین مرگ به همراه سه ویژگی آن درک می گردد.


بهشت و دوزخ:

کودک از چگونگی و چیستی بهشت و دوزخ آگاهی ندارد و صرفاً بر اساس شنیده ها این تصور در او پدید آمده است که مثلاً بهشت باغ زیبایی است و در آن انواع خوردنی ها و اسباب بازی ها یافت می شود. در آنجا می توان دوچرخه سواری کرد، تاب بازی کرد و حیاط آن برای هر نوع بازی وسیع است. تصورش از جهنم، مقداری آتش بر روی هم انباشته است. او هرگز گمان ندارد که ممکن است او هم روزی در این آتش جای داشته باشد، بلکه می تواند در هر صورت خود را از آن خلاصی دهد. او معتقد است می توان سوزش آتش دوزخ را تحمل کرد.

 با این حال، شوق دیدار بهشت و زندگی در آن، و گریز از آتش، گاهی او را به خود مشغول می سازد. برای رفتن به بهشت حاضر است فرمان های پدر و مادر را گوش کند و اگر بداند که نافرمانی آنان سبب ورود به آتش جهنم می شود، از آن می گریزد. اگر دریابد که عملش خطا و گناه بوده است و عقوبت آتش در پی دارد، برای آن نگران می شود و گاه اشک می ریزد. ترس از جهنم او را وامی دارد که جداً راست گو باشد و نافرمانی نکند و طمع بهشت هم سبب می گردد که به جد دنبال اطاعت فرمان های خداوند و سخنان والدین و معلم خود باشد.
 آنچه بیان شد، مجوز این نیست که تبشیر و انذار به صورت یکسان در تعلیم و تربیت کودکان به کار گرفته شوند، بلکه باید تأکید بر بهشت و نعمت های زیبای آن داشت و بهتر است خطاب به طور مستقیم متوجه خود کودکان باشد؛ حال آنکه در بیان رنج و عذاب دوزخ، باید خطا را متوجه بدکاران، و نه کودکان کرد. همچنین نباید کودکان را از بهشت خیالی و نعمت هایی که دوست دارند در بهشت وجود داشته باشد، خارج سازیم تا اینکه به تدریج در مراحل بالاتر تصوراتشان تصحیح گردد.
 

[ چهارشنبه هفدهم خرداد 1391 ] [ 11:25 ] [ سمیه حسین پناه ] [ ]

مباحث مربوط به معاد نیز نقش مهمی در ترسیم چهرهای محبت آمیز از خداوند و علاقه مند ساختن کودکان به پروردگارشان ایفا می کند . در نظر نوآموزان زندگی پس از مرگ نباید به گونه ای وحشتناک و دهشت انگیز جلوه کند بدان گونه که بیشتر از عذاب و رنج دوزخ سخن به میان آید .برای آنان باید از خوشی ها ولذت های بهشتی صحبت کرد وآنان را نسبت به خدا و رحمت او شایق و علاقه مند ساخت به خصوص اگر کودکان در قبال لطف وپاداش الهی به طور مستقیم مورد خطاب قرار گیرند تاثیر به سزایی خواهد گذارد. تکیه ی زیاد بر عذاب های الهی سبب می گردد تصور محبت آمیز و مملو از لطف و مهربانی خداوند در اذهان کودکان خدشه دار شود جای خود را به چهرهای نامطبوع از او بدهد که طبیعتا تاثیر نامطلوبی در آموزش های دینی خواهد داشت. علاوه بر این که تکیه بیشتر بر بهشت و نعمت های الهی هم انگیزه و رغبت به انجام دادن کارهای شایسته را در آنان به وجود می آورد و هم زندگی آینده را امیدبخش وپر از شکوه و زیبایی و نشاط و در عین حال بر اساس نظم و حساب و ساخته و پرداخته ی اعمال آدمی ترسیم می نماید.

اما آنچه که در این باره مطرح گردید نباید مانع عنوان کردن گوشه هایی از خشم و عذاب الهی نسبت به بدکاران شود زیرا در تعلیم و تربیت دینی باید بیم و امید را همراه ساخت همان گونه که پیامبر اسلام  درایفای رسالت خود هم مبشر بود و هم منذر تا در عین حال که آنان نسبت به رحمت و عطوفت الهی امیدوار می شوند از عواقب کارهای ناشایست نیز بیم داشته باشند.

در بیان این عقوبت ها و سخت گیری های الهی نباید خود کودکان مستقیما مورد خطاب قرار گیرند بلکه باید آن ها را خاص بدکاران و نتیجه ی اعمال ناشایستشان معرفی کرد تا در عین حال که به طور مستقیم در کودکان هوشیاری نسبت به اعمال بد به وجود می آید روحیه ی لطیف آنان نیز آسیب نبیند.

[ دوشنبه پانزدهم خرداد 1391 ] [ 12:21 ] [ سمیه حسین پناه ] [ ]

مقصود از روشها ، فنون ، شیوه ها و دستور العملهای جزئی است که اهداف آموزش را به ثمر می رسانند .برخی از این روشها عبارتند از :


1ـ روش غیر مستقیم

نتایج استفاده از روشهای غیر مستقیم بسیار مفید تر از روش مستقیم است چرا که در روش مسقیم تذکرات زیاد و متوالی سبب لجاجت و مقاومت منفی می شود و بیان ایرادات و نصایح . احساسات کودک را جریحه دار می کند . علاوه بر این احساس غرور ، خودخواهی و احساس خفت ناشی از پذیرش خطا سبب مقاومت روحی فراگیر می شود.

روش الگویی ، روش استفاده از مثال ، قصه گویی ، یادآوری نعمات الهی ، نمایشی از جمله روشهای غیر مستقیم هستند.

در سیره بزرگانی چون آیت ا... بهجت نیز روش غیر مستقیم بسیار دیده می شود . ایشان هیچ گاه به طور مستقیم به شخص نمی فرمایند این کار را بکن یا نه . بلکه در ضمن داستان یا حدیثی قصور و اشتباه اطرافیان را گوشزد می نمایند.

2ـ استفاده از روشهای فعال

در این روش مشارکت کودکان مد نظر است و مزیت آن تأثیر عمقی آن است ، فعالیت گروهی بچه ها ، واگذاری مسئولیت به ایشان ، وضع قوانین توسط آنها و نظارت و قضاوتشان در مورد افراد خاطی از موارد مهم و موثر است.

3ـ روش تربیت تلقینی

تلقین مثبت به خود و دیگران از روشهای مورد استفاده در تربیت اسلامی است ، حضرت امام خمینی (ره ) در این مورد می فرمایند : « یکی از چیزهایی که برای انسان مفید است تلقین است ... یک مطلبی که باید در نفس انسان تاثیر بکند با تلقینات و تکرارها بیشتر در نفس انسان نقش پیدا می کند به همین جهت اگر استفاده از روش تلقین در تعلم و تربیت به صورت منفی و تحمیل نباشد بلکه به شیوه مثبت ، آگاهانه و آزادانه انجام پذیرد بسیار مطلوب و موثر خواهد بود.

هر چه والدین ، معلم یا مربی که تربیت یا قسمتی از تربیت کودک را بر عهده دارند با ویژگیهای کودکان ، نکات روانشناسی و تربیتی آنان آشناتر باشند در امر آموزش موفق تراند .


شیوه های آموزش باید اصولی و علمی کاربردی باشند . در آموزش مفاهیم دینی باید عوامل تأثیر گذار را شناخت و آنها را در راستای بهتر شدن امر آموزش جهت داد و از سخنان معصومین ـ علیهم السلام ـ بهره جست ؛ چرا که اگر دیر شود قلب او مشغول به چیزهای دیگر شده و سخت می گردد و دیگر تربیت او امکان پذیر نبوده یا بسیار مشکل و کم اثر خواهد شد . الگوهای رفتاری کودک باید در درجه اول خودشان مسائل اخلاقی و دینی را رعایت کنند چرا که کودکان الگو پذیران خوبی هستند و معمولا از پدر و مادر خود الگو می گیرند .

در آموزش بیشتر باید از روشهای غیر مستقیم استفاده کرد تا موجب مقاومت روحی در کودک نشود و همچنین روشهای فعال بسیار موثر هستند.

[ شنبه سیزدهم خرداد 1391 ] [ 12:33 ] [ سمیه حسین پناه ] [ ]

اگر چه اعتقاد به خدا و معاد  زیر بنای اعتقاد به دیگر اصول و معارف دینی است اما بهتر است بحث از معاد را پس از بحث نبوت تدریس کرد  تا در نخستین  روزهای ورود به مدرسه روحیه ی لطیف کودکان با مسایل مربوط به مرگ ودوری و جدایی از نزدیکان و دوستان و رفتن به جهان آخرت متاثر نگردد بلکه نخست باید زمینه های ذهنی لازم را فراهم ساخت و به تدریج از این معارف سخن به میان آورد. همان گونه که قبلا هم بیان شد تاکید زیاد بر مساله مرگ ودهشتناک بودن آن و عذاب های الهی پس از آن با روحیات این سنین سازگاری ندارد و باید نظرها را بیشتر متوجه بعد دلپذیر و شیرین این قضیه که همان رحلت از این دنیا به سوی بهشت جاوید برای نیکوکاران است معطوف ساخت.

مساله معاد و سخن از ثواب و عقاب الهی  می تواند وسیله ای جهت نتیجه گیری های اخلاقی و تنبیه کودکان در مراقبت از اعمال خود و تشویق آنان به نیکوکاری وبازداشتن از کارهای بد باشد.به سه نمونه از اشعاری که چنین مقصودی را دنبال می کند توجه فرمایید:

نمونه ی اول:

بهار

    بهاره وبهاره      درختها گل میاره

سوسن و سرو سنبل     طوطی و کبک و بلبل

شکوفه های قشنگ      گلهای رنگ و وارنگ

از خواب ناز پریده     تا که بهار و دیده     

دوباره زندگی شد     موسم بندگی شد      

بهاردیگر هم هست     که اصل زندگی هست

بیدار باش بیدار باش       به فکر اون بهار باش 

    نمونه ی دوم:

من و کوه

من در کمرکش کوه       خوشحال می دویدم

ناگاه از دل کوه      صدای پا شنیدم

وقتی که ایستادم    دیگر صدا نیامد

همراه ناله ی باد     صدای پا نیامد   

وقتی که می دویدم        بر سنگ های انبوه  

صدای پای خود را       من می شنیدم از کوه  

مثل صدا و کوه است       اعمال ما ودنیا          

آید به سوی ما باز      هر کار زشت و زیبا   

نمونه سوم:

معاد

آی بچه ها ، آی بچه ها

فصل بهار وقتي مياد

يادم ميفته به معاد


يه روز سخت ، روز حساب


يه روز پر از تب و تاب


اون روز تمام آدما


كوچيك ، بزرگ


پير و جوون، بينا و كور


تا مي شنوند صداي صور


مثل گياه از دل خاك


بيرون ميان از توي گور


تا كه خداي مهربون


برسه حساب همه شون


اونها كه كارنامه شونو

به دست راستشون دارن


خوشحال و شاد و پراميد


چهره هاشون ، ناز و سفيد


ميدن به اونها اين نويد:


«آي آدماي باصفا


شما كه مهربون بوديد


شما كه خوشزبون بوديد


شما كه از ياد خدا


يه لحظه غافل نبوديد


بهشت سزاوار شماست.»


اما اونا كه دست چپ


يه دونه كارنامه دارن


تو دلهاشون پراز غمه


چهره هاشون زشت و كبود


تو چشما اشك ماتمه


ميگن كه:


« كاشكي نبوديم


كاشكي كه خاكستر بوديم


تو دنيايي كه فاني بود


به فكر سيم و زر بوديم


كاري نكرديم كه خدا


راضي باشه از دست ما

كاشكي خدا امان ميداد


يه فرصتي به ما ميداد...»


اما فرشته ها ميگن:


« ساكت باشيد آي آدما


با اين همه بدي، شما


جاتون ميون آتشه...»


بله بچه ها ، روز جزا


راهها همه از هم جدا


يه دسته راهي بهشت


يه دسته توي دوزخند


بهشت جاي آدم خوبا

همه آدماي باصفا


اما جهنم جاي كي؟


جاي همه ي آدم بدا


دنياي ما يه مزرعه است


هركسي چيزي ميكاره


تا اينكه در روز جزا ،


محصولشو برميداره


هر كسي يك روز مي ميره


در دل خاك فرو ميره

چيزي كه ميذاره به جا


يا خوبيهاس يا بديها


واسه همينه وقتي بهار


سر ميزنه به هرديار


زمين سرد و يخزده


ميشه پر از نقش و نگار،

يادم ميفته به معاد


يادم ميفته به معاد

ازآنجا که بسیاری از معارف مربوط به معاد  و بهشت و دوزخ انتزاعی است نباید از حد توصیفات ساده فراتر رفت و به خامی های تفکر کودکان دامن زد وآنان را طرح چنان مطالبی بی جهت درگیر ابهاماتی ساخت. در مجموع ((تعلیم خداشناسی ومعاد شناسی باید یک تعلیم همراه با انس و مهر ومحبت باشد وکاملا دلنشین و به طور مداوم انجام گیرد. در این بحث ها نباید یک سلسله فرمول هایی را ردیف کرد که بدون انس و مهر القا می شود))

[ پنجشنبه یازدهم خرداد 1391 ] [ 11:42 ] [ سمیه حسین پناه ] [ ]

در راستای رسالت و مأموريت آموزش و پرورش و جهت دهی به رشد همه جانبه ی دانش آموزان بر پايه‌ی تعاليم و دستورات دين مبين اسلام، ‌اهداف دوره‌ی ابتدايی به شرح زير تعيين می شود.
مديران، برنامه ريزان و همه افرادی كه در تعليم و تربيت دانش آموزان نقشی برعهده دارند، مكلفند در برنامه ريزی امور ، سازماندهی فعاليت‌ها و انجام وظائف مربوط به گونه ای اقدام نمايند كه تا پايان دوره‌ی تحصيلی دستيابی دانش‌آموزان به اهداف تعيين شده ممكن باشد.


الف) اهداف اعتقادی

1ـ اصول دين را می داند و به آن معتقد است.

2ـ خداوند را دوست دارد و او را بهترين ياور و كمك می داند .
3ـ بازندگی انبياء اولوالعزم به ويژه نبی اكرم (ص) و معصومين تا حدودی آشناست و آنان را دوست دارد.
4ـ با معنای معاد آشناست و می داند كه انسان در كارهايی كه انجام می دهد نزد خداوند پاسخگو است .
5ـ به اوليای دين ،‌بزرگان و شخصيتهای اسلامی احترام میگذارد.
6ـ معنای تولی و تبری را می داند.
7ـ قرآن را از رو می خواند و با ترجمه برخی از سوره‌ها آشنايی داشته و از حفظ می خواند.
8ـ ترجمه بعضی از احاديث ساده را می داند.
9ـ نماز را به درستی می خواند و با احكام ضروری مربوط به نماز و روزه آشنا است.
10ـ نمازهای واجب را با رغبت میخواند (برای دختران)
11ـ افراد محرم و نامحرم را تشخيص می دهد و احكام مربوط به آن را رعايت می كند.
12ـ با مسائل مربوط به سن تكليف و تقليد آشنا است و احكام را در حد ضرورت می داند و به آن عمل می كند
13ـ با حلال و حرام آشنا است و احكام مربوط را در حد ضرورت رعايت می كند.
14ـ معنای امر به معروف و نهی از منكر را می داند.
15ـ به مجاهدين در راه خدا و شهدا احترام می گذارد.
16ـ زمان‌ها و مكانهای مقدس و مهم را می شناسد .
17ـ به حضور در مساجد علاقه نشان میدهد و آداب آن را می شناسد.

ب) اهداف اخلاقی

1ـ راستگو و امين است .
2ـ با ادب و مهربان است.
3ـ به عهد خود پایبند است .
4ـ مظاهر حيا و عفت در او آشكار است.
5ـ احترام به بزرگ‌ترها را وظيفه خود مي داند و به نظرات آن‌ها توجه می كند.
6ـ از والدين اطاعت مي‌كند.
7ـ شجاع و صبور است.
8ـ تميز است و پاكيزگی را دوست دارد.
9ـ تكاليف شخصی روزانه‌ی خود را شخصاً انجام می دهد.
10ـ برای رسيدن به موفقيت پشتكار دارد و تلاش می كند.
11ـ پوشش اسلامی را دوست دارد و آن را رعايت می كند.
12ـ اوقات فراغت خود را با فعاليت‌ها و بازیهای مناسب پر می كند.
13ـ اميدوار و بانشاط است و از مواجهه با مشكلات نمی هراسد.
14ـ ظاهری آراسته دارد.
15ـ خطا و اشتباه ديگران را در مورد خود می بخشد.
16ـ برای رفتارهای خود با ديگران دليل دارد.
17ـ در ارتباط با ديگران از كلمات محبت آميز و دوستانه استفاده می كند.
18ـ برای انجام كارهای خود دوستانش را به زحمت نمی اندازد .
19ـ به همسالان و همكلاسان خود درانجام وظايف يادگيری ، كمك می كند.
20ـ در برابر رفتارهای ناپسند خود ، پوزش خواسته و رفتار خود را اصلاح می كند.
21ـ نظم و انضباط را در خانه ،‌مدرسه و اجتماع رعايت می كند.


[ چهارشنبه دهم خرداد 1391 ] [ 12:1 ] [ سمیه حسین پناه ] [ ]

منابع :

کتاب راهنمای آموزش هدیه های آسمان ، طاهره شریف ، صغری حق دوست

کتاب دانستنی های مربوط به هنر معلمی ، علی رضا رحیمی

کتاب اصول و معیار درس  دینی ، علی رضا رحیمی

کتاب روش تدریس هدیه های آسمانی ( توصیه هایی برای اساتید و معلمان )   

محرمعلی فرخی ،  صغری حق دوست


کتاب معاد درقرآن ،آیت الله جواد آملی

روش تدریس درس هدیه های آسمان

، مهدی سلمانی

کانون گفتگوی قرآنی

  تعداد صفحات  مقاله : 37


[ سه شنبه نهم خرداد 1391 ] [ 21:26 ] [ سمیه حسین پناه ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

روش تدریس معاد
آرشيو مطالب
امکانات وب


كد ماوس


Pichak go Up